السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
467
تحرير الوسيلة (فارسى)
( 1 ) مسألهء 32 - اگر در كشتى و مانند آن قبل از حدّ ترخّص به نيّت تمام خواندن ، شروع به نماز نمايد ، سپس در اثنا ، به حدّ ترخّص برسد ، چنانچه قبل از ركوع ركعت سوّم باشد ، در صورتى كه قبل از نماز ، معتقد بوده كه قبل از حدّ ترخّص آن را تمام مىكند بايد نماز را بطور شكسته پايان دهد و نمازش صحيح است و در صورتى كه قبل از داخل شدن در ركعت سوّم به حدّ ترخّص برسد و اعتقاد نداشته كه قبل از ترخّص تمام مىكند ، بايد نمازش را شكسته پايان دهد و صحيح است و اگر به ركعت سوّم داخل شده باشد ، مورد اشكال است و احتياط آن است كه آن را بطور قصر پايان دهد ، سپس يك نماز تمام اعاده نمايد ، يا همان نماز را بطور تمام بخواند ، سپس يك نماز قصر اعاده كند كما اينكه اگر بعد از رسيدن به ركوع به حدّ ترخّص برسد ، مورد اشكال است كه احتياطا همان نماز را بطور چهار ركعتى تمام كند سپس بطور قصر اعاده نمايد و اين احتياط ترك نشود و اگر در حال برگشتن قبل از رسيدن به حدّ ترخّص به نيّت قصر شروع به نماز نمايد و در اثناى نماز به حدّ ترخّص برسد ، بايد نماز را چهار ركعتى تمام كند و صحيح است . ( 2 ) چيزهايى كه سفر را قطع مىكند حكم سفر با آنها لغو مىشود و آنها چند امر است : ( 3 ) يكى از آنها وطن است ، پس عبور از وطن سفر را قطع مىكند و در شكسته خواندن نماز بعد از آن ، قصد مسافت جديدى مورد نياز است ، چه وطن اصلى و زادگاهش باشد ، يا غير اصلى باشد كه آن را محل سكونت و زندگى دائمى خود قرار داده باشد و مالك شدن چيزى در وطن غير اصلى و [ يا ] اقامت شش ماه در آن ، معتبر نيست ، ولى بايد آن قدر در اين مكان اقامت كند كه عرفا بگويند ؛ آنجا وطن و محل سكونت او است ، بلكه گاهى با اينكه قصد اقامت دائمى جايى را ندارد و قصد ترك آنجا را هم نكرده است ، بخاطر طولانى شدن اقامت ، عرفا صدق مىكند كه آنجا وطن و محل سكونت او است . ( 4 ) مسألهء 1 - اگر كسى از وطن اصلى يا غير اصلى خود اعراض كند و جاى ديگرى را وطن خود قرار دهد ، چنانچه در وطنى كه از آن اعراض كرده ، ملكى ندارد ، يا دارد ولى قابل سكونت نيست يا قابل سكونت هست ، ولى شش ماه به قصد توطّن هميشگى در آن سكونت نداشته حكم وطن از آنجا برداشته مىشود و امّا اگر در آنجا ملكى دارد و به قصد توطن هميشگى شش ماه در آنجا اقامت كرده ، يا آنجا وطن اصلى او باشد ، مشهور بين فقها اين است كه در حكم وطن فعلى آن شخص است و نام آن را وطن شرعى گذاشتهاند و گفتهاند : تا زمانى كه ملكش در آنجا باقى است اگر از آنجا عبور كند ، بايد نماز را تمام